بچه بودم اونايي كه كوچيكتر از خودم بودنو مي بردم پشته ديوار كيرمو در مياوردم نشونشون ميدادم
مي گفتم ماله من از شما بزرگتره من رئيسم ، باس به حرفام گوش بدي...
يه بار يه پسر 6 ساله رو بردم پشت ديوار همينو گفتم،
يه دفه يه چيزي اندازه ي رونِ پاي من از شلوارش در عاورد گفت : ماله من بزرگتره |:
بقيه داستانشم اصن به شما مربوط نيس