خرید بک لینک


بچه بودم اونايي كه كوچيكتر از خودم بودنو مي بردم پشته ديوار كيرمو در مياوردم نشونشون ميدادم
مي گفتم ماله من از شما بزرگتره من رئيسم ، باس به حرفام گوش بدي...
يه بار يه پسر 6 ساله رو بردم پشت ديوار همينو گفتم،
يه دفه يه چيزي اندازه ي رونِ پاي من از شلوارش در عاورد گفت : ماله من بزرگتره |:
بقيه داستانشم اصن به شما مربوط نيس

برچسب: بچه,كودك,چيزمو نشون ميدادم,بزرگ,كوچيك,ديدن,جك زشت,جك بي تربيتي,رون پام,نشون داد,داستان, نویسنده: roholla تاريخ: جمعه 19 مهر 1392 ساعت: 2:27

صفحه بندی